قانون عشق - تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 6:11
  قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی! که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی  و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی و خاموش...
حالا قدرتو می دونم - تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 15:58
  غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو   اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی من تو خیال تو بودم تو تو خیال من بودی کاشکی میون من و تو تو اون روزا حصار نبود هیچی میونمون به جز دلای بی قرا...
ممنون - تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 16:01
  خیلی ممنون انقدر آسون منو داغون کردی واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی منو به محبت دو روزه مهمون کردی همه عالم می دونستن که بری میمیرم اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم   من حواسم به ...
اورفته بود... - تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 16:03
نه شوقی برای ماندن ، نه حسی برای رفتن ، نه اشکی برای ریختن ، نه قلبی برای تپیدن نه فکر اینکه تنها میشوم ، نه یاد آنکه فراموش میشوم بی آنکه روشن باشم ، خاموش شدم ، غنچه هم نبودم ، پرپر شدم بی آنکه گناهی کرده باشم ، پر از گناه ، یخ بسته ام دیگر ای خدا… تحملش سخت است اما صبر میکنم ، او که دیگر رفته است...

برچسب‌های مرتبط

اورفته بود... |